سيد محمد على ايازى
65
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
به ابو بكر است . دربارهء كار عثمان معتقد است او تنها به وحدت قراءات دست يازيد و هم آن چه را كه محاسبى گفت تأييد مىكند . « 1 » در برابر اين ديدگاه و تفسير از روايات جمع ، كسانى كه تمام وجههء همت خود را براى اثبات جمع قرآن پس از فوت پيامبر گذاشتهاند ، ناچار شدهاند جمع قرآن در عهد نبوى در روايات بسيار را به حفظ ، قرائت و معانى شبيه به آن معنا كنند تا مصداق نخستين گردآورنده و برخى از واژهها همانند شهادت گرفتن زيد براى اثبات آيه درست شود . مثلا ابن حجر در شرح روايات صحيح بخارى در فتوح البارى ( ج 9 / 12 ) براى رفع تعارض ميان اين دسته از اخبار كه تأليف قرآن را در عهد نبوى مىداند با رواياتى كه جمع و تأليف را در عهد نبوى مىداند با رواياتى كه جمع و تأليف را در عهد شيخين بيان مىكند ، به دستكارى در لغت جمع و شاهد برمىآيد . وى آن جا كه در حديث هشام بن عروه ، از قول زيد نقل مىكند : براى گردآورى آيات تنها از راه آوردن دو شاهد به ثبت آيات اقدام خواهم كرد ، اين اشكال و سئوال مقدّر را كه مگر قرآن چنين است كه با آمدن دو شاهد به اثبات رسد ، و مگر نه اينست كه قرآن به تواتر رسيده است ، مىگويد : « منظور از دو شاهد ، حفظ و كتابت است » يعنى او شهادت را در اينجا به معناى حفظ و كتابت گرفته تا مسأله قبول قرآن به عنوان خبر واحد در ذهنها جاى نگيرد و اثبات آن به تواتر محفوظ بماند . « 2 » ولى همانطور كه در قبل اشاره كرديم اين تصرف در معناى لغت ، مشكل را حل نمىكند ، زيرا اگر جايى نسخه كتبى نمىبود ، و تواتر به اثبات نمىرسيد ، لازم مىآمد كه زيد آنها را نپذيرد ، نه اينكه كسانى كه مىخواستند مطلبى كتبى بياورند ، بايد با دو شاهد اثبات مىكردند . در هر حال اجماع مسلمانان ، شواهد تاريخى و دليل عقلى مىگويد كه قرآن با تواتر ثابت شده است و
--> ( 1 ) زركشى ، البرهان ، ج 1 / 329 . ( 2 ) راميار ، محمود ، تاريخ قرآن / 311 .